تبلیغات
تا آسمان

 قبل از ورود به آب گره محکمی به کمرش زد که لباس غواصی از تنش نیفتد. وسط رودخانه که رسیدیم، دیدم دارد داد و فریاد می کند. کمک می خواست.
سرعت زیاد آب نجات ش را سخت کرده بود.  بعد از کلی تلاش توانستیم نجات ش بدهیم.
 به ساحل که رسیدیم وقتی دیدم محکم چنگ زده به فین های غواصی، تعجب کردم. گفتم" دست کم فین ها را می انداختی  سبک تر می شدی."
نفس زنان جواب داد" بیت المال"

---------------------------------------------------------------------------------
با اندکی تلخیص از خاطره ی"حفظ بیت المال به بهانه ی جان"  این کتاب




برگرفته از: هَزارهای هِزار حماسه
خاطرات شهدای 17 شهرستان استان مازندران




طبقه بندی: شهدای دفاع مقدس - پاسدار،
برچسب ها: شهید سید ابراهیم لطیفی، شلمچه، خاطرات شهدا، شهدای استان مازنداران، هَزارهای هِزار حماسه، لشکر25کربلا، شهدای شهرستان بهشهر،
[ شنبه 4 خرداد 1392 ] [ 03:04 ب.ظ ] [ تا آسمان ] [ نظرات ]
درباره وبلاگ

"هر روز با یک شهید"
شاید کمتر از نصف ِ یک دقیقه هم وقت بگیرد این میهمانی. فقط سی ثانیه ...
نویسندگان
پیوندهای روزانه
امکانات وب