تبلیغات
تا آسمان

توی عملیات خیبر اسیر شدیم.
فرمانده ی عراقی گفت روی زمین بخوابید. 
می خواستند ما را زیر شنی تانک له کنند.
تانک از روی دو نفرمان که رد شد عباس داد زد" برادر بلند شو، فرار کنیم. لااقل به گلوله بسته بشیم چرا زیر تانک له بشیم؟"
بلند شدیم و شروع کردیم به طرف خاکریز خودی دویدن.


---------------------------------------------------
با اندکی تلخیص از خاطره ی" فرار" این کتاب



طبقه بندی: شهدای دفاع مقدس - سایر شهدا،
برچسب ها: شهید عباس نیاوند، خاطرات شهدا، شهدای استان خراسان،
دنبالک ها : شهرگان شهر، جلدسوم،
[ شنبه 31 فروردین 1392 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ تا آسمان ] [ نظرات ]
درباره وبلاگ

"هر روز با یک شهید"
شاید کمتر از نصف ِ یک دقیقه هم وقت بگیرد این میهمانی. فقط سی ثانیه ...
نویسندگان
پیوندهای روزانه
امکانات وب