تبلیغات
تا آسمان

 شب ها دیر می آمد خانه. بابا نگرانش شده بود.
یک شب رفت دنبالش. می گفت توی مسجد مشغول آموزش های رزمی بودند.

----------------------------------------------------
با اندکی تلخیص از خاطره ی"ظن بد" این کتاب



طبقه بندی: شهدای دفاع مقدس - پاسدار،
برچسب ها: شهید علیرضا نمازی، خاطرات شهدا، شهدای استان خراسان،
دنبالک ها : شهرگان شهر، جلدسوم،
[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ تا آسمان ] [ نظرات ]
درباره وبلاگ

"هر روز با یک شهید"
شاید کمتر از نصف ِ یک دقیقه هم وقت بگیرد این میهمانی. فقط سی ثانیه ...
نویسندگان
پیوندهای روزانه
امکانات وب